در دنیایی که مردم با حجم عظیمی از اطلاعات روبهرو هستند، برندهایی که بتوانند داستانی جذاب و الهامبخش تعریف کنند، در ذهنها ماندگار میشوند. داستانپردازی برند هنر ایجاد ارتباط عاطفی، انسانی و معنادار با مخاطب است؛ ارتباطی که فراتر از ویژگیهای محصول یا خدمات میرود. در ادامه، گامهای اصلی داستان پردازی برای برند را با جزئیات بیشتر بررسی میکنیم.
تا انتها با گاهنامه گیو همراه شوید.
پیش از هر چیز باید به اعماق وجود برندتان سفر کنید. درک کامل از “چرایی” برند، به شما کمک میکند داستانی بسازید که ریشهدار و اصیل باشد. به این سؤالات پاسخ دهید:
مثال: شرکت “پاتاگونیا” فقط لباس نمیفروشد؛ داستانش دربارهی حفظ طبیعت است و در هر اقدامی، این ارزش را پررنگ میکند.
یکی از اشتباهات رایج برندها این است که خودشان را قهرمان داستان میبینند. درحالیکه قهرمان واقعی باید مشتری باشد. برند در نقش یک راهنما یا مربی ظاهر میشود که به مشتری برای رسیدن به اهدافش کمک میکند.
برای مشخص کردن قهرمان:
مثال: برند “نایکی” در تبلیغاتش ورزشکاران را در مرکز داستان قرار میدهد، در حالی که برند فقط به آنها قدرت و الهام میبخشد.
بدون بحران یا مانع، داستان جذاب نخواهد بود. مردم عاشق دیدن روند شکست، مبارزه و در نهایت پیروزی هستند. در داستان برندتان باید به روشنی نشان دهید:
مثال: برند “داو” (Dove) با داستانی درباره مشکلات زنان با تصویر بدنشان، نشان داد که زیبایی واقعی در اعتماد به نفس نهفته است.
لحن (Tone of Voice) برند شما باید منعکسکننده شخصیتتان باشد. این لحن، تعیین میکند که برند شما چگونه با دنیا صحبت میکند: دوستانه، حرفهای، الهامبخش، شوخطبع یا حتی جسورانه.
نکته: در تمام محتواها (وبسایت، شبکههای اجتماعی، ایمیل، تبلیغات) باید این لحن ثابت و یکدست حفظ شود تا شخصیت برند قابل تشخیص باشد.
مثال: برند “اینوسنت درینکز” (Innocent Drinks) در تمام نوشتههایش لحن شیرین و صمیمی دارد که حتی روی بستهبندیهای محصول هم دیده میشود.
مخاطبان امروزی بسیار باهوشتر از گذشتهاند؛ آنها میتوانند فریب یا اغراق را به سرعت تشخیص دهند. داستان برند شما باید بر پایه حقیقت ساخته شود:
مثال: برند “ایربیانبی” (Airbnb) داستان خودش را از جایی شروع میکند که موسسانش برای پرداخت اجاره خانهشان مجبور به اجاره چند تشک بادی شدند؛ این داستان واقعی، پایهگذار یک برند جهانی شد.
همهی داستانهای ماندگار یک ساختار مشخص دارند. یک فرمول ساده که میتوانید از آن پیروی کنید:
مثال: “ما زمانی شروع کردیم که دیدیم افراد برای پیدا کردن اتاق ارزان در سفر مشکل دارند. امروز میلیونها نفر با چند کلیک ساده، خانه رویایی خود را در هر جای دنیا پیدا میکنند.”
امروزه داستان برند فقط از طریق متن روایت نمیشود. باید با بهرهگیری از انواع رسانهها، داستانتان را زنده کنید:
مثال: برند “گوپرو” (GoPro) از ویدیوهای تولید شده توسط کاربران استفاده میکند تا ماجراجوییهای واقعی را به جهان نشان دهد.
داستان برند باید همیشه و همه جا حضور داشته باشد، اما هر بار باید جذاب و تازه بیان شود:
مثال: برند “کوکاکولا” بیش از صد سال است که درباره شادی و لذتهای کوچک زندگی حرف میزند، اما با هر کمپین، این پیام را با طراوت و خلاقیت جدیدی بیان میکند.
عکاسی محصول ترکیبی از دانش فنی، هنر و درک رفتار مشتری است. با توجه به نور، ترکیببندی، جزئیات فنی و یک ادیت حرفهای میتوانید تصاویری خلق کنید که نه تنها زیبا باشند، بلکه فروش شما را به شکل قابل توجهی افزایش دهند. هر عکس محصول باید همانند یک فروشنده ساکت و حرفهای عمل کند؛ با ظاهری جذاب، اطلاعات دقیق و دعوتکننده به خرید.